16512

بوف کورشناسه کالا: 6654

  • رضایت خرید :75%
آماده ارسال از 0 روز آینده

این کالا در حال حاضر در انبار موجود ، آماده پردازش و ارسال است

۷۰,۰۰۰ ۷۰,۰۰۰ تومان
%

    نقد و بررسی اجمالی بوف کور

    بوف کور

    بوف کور به قول غربی ها یک رمان کوتاه است. مکان وقوع داستان، شهر ری است که البته اشاره ای به زمان وقوع داستان نمی شود. مفسرین می گویند زمان رضاخان است.
    شخصیت مهم داستان، مرد جوانی است که راوی داستان است و تا آخر داستان، نه سن و سالش معلوم می شود و نه شخصیتش؛ چون خودش صحبت می کند و شغلش هم نقاشی روی قلمدان است.

    این نقاش روی قلمدان ها به یک صورت نقاشی می کشد؛ یک جوی آب هست که یک طرف آن پیرمردی نشسته و شالی بسته و ریشی داردو طرف دیگر جوی آب دختر جوانی است با چشمان سیاه که خم شده و شاخه گلی به این پیرمرد می دهد. او این نقاشی را در همه قلمدان ها می کشید. این مرد به علت تعارضی که با محیط اجتماعی اطراف خودش دارد، منزوی شده و در خانه ای در بیرون از شهر زندگی می کند.
    خصوصیت عمده این مرد که باید در بحث شخصیت پردازی به آن اشاره کرد، تعارض بین دو دنیا است. یک دنیای درونی که در این دنیا این مرد عاشق یک زن اثیری (غیرخاکی) است و در عالم خودش یک زن اثیری دارد و به شدت عاشق او است و همان زنی است که روی قلمدان ها می کشد؛ ولی در عالم بیرون دچار خشونت است. آن گلی هم که در نقاشی، دختر به پیرمرد می دهد، گل نیلوفر است.
    پستوی اتاق او یک روزنه دارد که روزی از آن روزنه چشمش به صحرای بیرون خانه اش می افتد که در آنجا مردم برای تفریح به سیزده بدر آمده بودند و در آنجا همان چیزی را که در روی قلمدان ها می کشید می بیند و مجذوب زیبایی آن زن می شود. بعد از آن روز، هرچه آن دختر را جست جو می کند نمی یابد.

    بعد از دو ماه و چهار روز جست‌وجو که از گشتن به دنبال آن دختر خسته می شود، ناگهان همان زن را روی سکوی خانه اش می بیند. زن با او وارد خانه می شود وروی تخت او دراز می کشد و به خواب می رود. آن مرد شراب زهرآلودی را که از مادرش که زنی رقاصه بود به او به ارث رسیده، در حلق زن می ریزد.

    پدرش یک تاجر بود که در سفری که به هند می رود، با این زن رقاصه ازدواج می کند و حاصل این ازدواج هم این پسر می شود.

    این پسر نزد عمه اش بزرگ می شود که دختر عمه ای هم دارد. در داستان، راوی از زن خودش متنفر است؛ چون این زن با همه هست، ولی با شوهر خودش نیست. به هرحال او زهر را به آن زن می دهد و می بیند که پس از مدتی، از بدن آن زن کرم بیرون می‌آید؛ البته با جسد زن هم معاشقه می کند. بعد آن جسد را قطعه قطعه می کند و در چمدان می گذارد و می خواهد اورا در بیرون دفن کند. ناگهان پیرمردی را می بیند که سوار گاری است و شبیه همان پیرمردی است که در نقاشی هایش می کشد و انگار پیرمرد می داند که او می‌خواهد چه کار بکند.

    پیرمرد او را با خود به یک جای دور می‌برد و برای او یک گور می کند؛ یک گلدان هم پیدا می کند که اثری باستانی است و آن را به راوی هدیه می کند و خودش می رود؛ آن مرد، جسد زن را دفن می کند و از آنجا به سوی خانه‌ی خود به راه می افتد. اما در بین راه، مسیرش را گم می کند و آن پیرمرد به کمک او می آید و او را به خانه اش می رساند. آن پیرمرد خنده های وحشتناک و قیافه ای ترسناک داشت.
    وقتی به خانه اش می آید، احساس وحشت می کند؛ در فاصله ای که منتظر است گزمه ها بیایند و او را دستگیر کنند، تصمیم می گیرد خاطراتش را بنویسد.

    داستان دو قسمت است؛ در حین اینکه او می خواهد داستان خود را بنویسد، به گذشته های دور سفر می کند و تبدیل می شود به مردی که در قرن ها پیش، مثلا در زمان عباسیان در ری زندگی می‌کرده.

    مشخصات فنی بوف کور

    نظرات کاربران برای: بوف کور

    شما هم می‌توانید در مورد این کالا نظر بدهید.

    برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید. اگر این محصول را قبلا از خریده باشید، نظر شما به عنوان مالک محصول ثبت خواهد شد.

    افزودن نظر جدید